به گزارش خبرگزاری حوزه، سلسله گفتمانهای «ظرفیتهای تأویلی پیادهروی اربعین» در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد. حجتالاسلام سیدعلی موسوی، رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، دریچهای نو به سوی پدیدهشناسی اربعین گشوده است. محور اساسی این گفتار، نقد رویکردهای تقلیلگرایانه و امنیتی به تحولات اجتماعی اخیر (بعثت مردمی) و بازخوانی ظرفیتهای اربعین به عنوان یک «فناوری اجتماعی» برای تحقق هدف متعالی خونخواهی است.
مشروح این سخنان از حجت الاسلام سیدعلی موسوی تقدیم شما فرهیختگان می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم؛ زبان هیئت، زبان مرثیه، نوحه و مداحی است؛ زبانی که ذات آن بر استعاره و تمثیل استوار شده و میکوشد مفاهیم گوناگون را در قالب تصویر و نماد بیان کند. اگر این زبان بخواهد با شرایط امروز و مسائل جاری جهان اسلام نسبت برقرار کند، ناگزیر باید به سمت تأویل حرکت کند. از همین نقطه است که اهمیت تأویل آشکار میشود؛ زیرا این مفهوم میتواند مباحث نظری را وارد عرصه شعر، مداحی، نوحه، دستنوشتهها و شعارهای هیئت کند و میان اندیشه و میدان عمل پیوند برقرار سازد.

* هیئت تراز عاشورا با تأویل، مرثیه را به میدان اندیشه پیوند میدهد
هرچه در حوزه تأویل عمیقتر و دقیقتر کار شود، مباحث نظری نیز ارتباط بیشتری با مهمترین بخش هیئت، یعنی مرثیه و مداحی، پیدا خواهند کرد. این مسئله ریشه در شیوه تربیتی اهلبیت علیهمالسلام دارد. بررسی روایات نشان میدهد که اساس شکلگیری مجالس اهلبیت، گردهم آمدن برای یادآوری مصائب، ذکر فضائل، گریه و ابراز محبت نسبت به خاندان پیامبر است. از همین رو، هرچند منبر جایگاه مهمی دارد، اما هویت هیئت در پیوند میان معرفت و اشک معنا پیدا میکند و کارکرد معرفتی آن نیز باید در همین بستر شکل بگیرد.
در کنار این مسئله، زیارت نیز جایگاه ویژهای دارد و روایات فراوانی درباره آن نقل شده است. به همین دلیل، پرداختن به مفهوم تأویل تنها یک بحث نظری نیست، بلکه ضرورتی فرهنگی برای گسترش و تعمیق فرهنگ عاشوراست.
پیادهروی اربعین نیز از همین قاعده پیروی میکند. هر مناسکی تا زمانی زنده و اثرگذار باقی میماند که روح و معنای خود را حفظ کند. همانگونه که ذکر بدون حضور قلب به تدریج از اثرگذاری فاصله میگیرد، مناسک نیز اگر از معنا تهی شوند، به مرور زمان دچار فرسایش خواهند شد. پیادهروی اربعین اگر تنها به یک حرکت آیینی و ظاهری تقلیل پیدا کند، در بلندمدت با فقر معنایی روبهرو میشود و بخشی از ظرفیت تمدنی خود را از دست خواهد داد. از این رو، این حرکت عظیم همواره نیازمند بازتولید معناست؛ معنایی که بتواند همچون روحی تازه، کالبد این اجتماع بزرگ را زنده نگه دارد و هر سال افقهای تازهای پیش روی آن بگشاید.
* راه قدس از کربلا؛ بازخوانی تأویل عاشورا در معادلات مقاومت امروز
یکی از نمونههای موفق تأویل در تاریخ معاصر، شعاری بود که در دوران دفاع مقدس شکل گرفت؛ «راه قدس از کربلا میگذرد». این جمله تنها یک شعار سیاسی یا نظامی نبود، بلکه دو لایه معنایی را همزمان در خود جای داده بود. در لایه نخست، یک واقعیت راهبردی را بیان میکرد؛ اینکه تا زمانی که عراق از اشغال و سلطه دشمن خارج نشود، سخن گفتن از آزادی قدس امکان تحقق نخواهد داشت. اما در لایه عمیقتر، این شعار به حقیقتی معرفتی اشاره میکرد؛ اینکه مسیر آزادسازی قدس از مکتب عاشورا، از اشک بر سیدالشهدا علیهالسلام و از فرهنگ خونخواهی امام حسین علیهالسلام عبور میکند. همین معنا بود که به یک تحلیل نظامی، عمقی اعتقادی و تمدنی بخشید.
قدرت تأویل دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. تأویل، یک راهبرد سیاسی را به یک حقیقت ایمانی پیوند میزند و به آن روح میبخشد. هنگامی که چنین پیوندی شکل میگیرد، افق راهبردی جامعه نیز از سطح محاسبات صرف سیاسی فراتر میرود و با عواطف، باورها و سرمایههای معنوی مردم گره میخورد. همین اتفاق در دوران دفاع مقدس رخ داد و توانست نگاه جامعه را نسبت به مسئله مقاومت دگرگون کند.
امروز نیز با شرایطی مشابه روبهرو هستیم. تحولات منطقه نشان میدهد که عراق به یکی از مهمترین نقاط راهبردی در آینده جبهه مقاومت تبدیل شده است. اگر در گذشته مسئله اصلی، عبور از کربلا برای رسیدن به قدس بود، امروز نیز بخش مهمی از معادلات منطقه در عراق رقم میخورد. این کشور به دلیل همجواری با سوریه، اردن و حوزه خلیج فارس، جایگاهی تعیینکننده در آینده تحولات منطقه دارد و به همین دلیل، باید بیش از گذشته به ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی آن توجه شود.
این نگاه البته صرفاً یک تحلیل جغرافیایی نیست، بلکه بر پایه همان منطق تأویل شکل میگیرد. همانگونه که در گذشته میان عاشورا و آزادسازی قدس پیوند برقرار شد، امروز نیز باید بتوان میان فرهنگ اربعین، هویت عاشورایی و تحولات راهبردی منطقه ارتباطی عمیق و معنادار برقرار کرد؛ ارتباطی که بتواند هم فهم مردم را ارتقا دهد و هم روح تازهای در کالبد حرکت اربعین بدمد.
* شناخت هویت عراق؛ شرط بهرهگیری فرهنگی از ظرفیتهای اربعین
در کنار این ملاحظات، باید به یک نکته مهم نیز توجه داشت و آن شناخت دقیق جامعه عراق است. اگر قرار باشد ظرفیتهای اربعین در مسیر تحقق اهداف فرهنگی و تمدنی فعال شوند، پیش از هر چیز باید شناخت درستی از ذهنیت، هویت و ساختار اجتماعی مردم عراق به دست آورد. بسیاری از تحلیلها زمانی دچار خطا میشوند که ویژگیهای جامعه ایران را به جامعه عراق تعمیم میدهند، در حالی که این دو جامعه، با وجود اشتراکات دینی فراوان، از نظر شکلگیری هویت اجتماعی تفاوتهای مهمی با یکدیگر دارند.
هویت ملی در ایران جایگاهی ریشهدار و تاریخی دارد. ایرانیان به سرزمین، تاریخ و هویت ملی خود تعلق خاطر عمیقی دارند و این احساس، بخشی از ساختار فرهنگی جامعه را شکل داده است. اما در عراق، مسئله به گونهای دیگر است. هرچند طی دهههای گذشته تلاشهای فراوانی برای تقویت هویت ملی عراقی صورت گرفته، اما ساختار اجتماعی این کشور همچنان بیش از آنکه بر ملیت استوار باشد، بر پیوندهای قبیلهای، مذهبی و عشیرهای تکیه دارد.
همین تفاوت باعث میشود شیوه تعامل با جامعه عراق نیز متفاوت باشد. بسیاری از رفتارهایی که برای جامعه ایران طبیعی به نظر میرسد، الزاماً در عراق همان معنا را ندارد. مردم عراق بیش از آنکه خود را در قالب مرزهای سیاسی تعریف کنند، با هویت مذهبی، عشیرهای و پیوندهای تاریخی خود شناخته میشوند. به همین دلیل، درک این ساختار اجتماعی برای هرگونه فعالیت فرهنگی در اربعین یک ضرورت است، نه یک انتخاب.
* اربعین و هویت عراقی؛ سرمایهای معنوی برای گسترش فرهنگ مقاومت اسلامی
مطالعه شخصیت اجتماعی مردم عراق نیز این واقعیت را تأیید میکند. جامعه عراق ترکیبی از زندگی شهری و ساختارهای قبیلهای است و همین ویژگی، رفتارهای اجتماعی این جامعه را از بسیاری از جوامع منطقه متمایز کرده است. از یک سو، پیوندهای عشیرهای همچنان قدرت بالایی دارند و از سوی دیگر، شهرنشینی و تحولات معاصر نیز بر این جامعه اثر گذاشته است. نتیجه این همنشینی، شکلگیری رفتارهایی است که گاهی با سرعت دچار تغییر میشوند و درک آنها بدون شناخت پیشینه تاریخی عراق ممکن نیست.
در چنین فضایی، نباید تصور کرد که مخاطب عراقی صرفاً با مفاهیم سیاسی یا ملی ارتباط برقرار میکند. آنچه بیش از هر چیز بر ذهن و دل مردم عراق اثر میگذارد، مفاهیم برخاسته از فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام، هویت مذهبی و خاطره تاریخی عاشوراست. همین ویژگی، ظرفیت بزرگی را برای بهرهگیری از زبان تأویل در اختیار جبهه فرهنگی مقاومت قرار میدهد.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که مردم عراق در خدمترسانی به زائران اربعین، صرفاً یک رفتار اجتماعی انجام نمیدهند، بلکه این خدمت را نوعی افتخار دینی و توفیق معنوی میدانند. بسیاری از آنان بدون توجه به ملیت زائر، تنها به اعتبار انتساب او به مسیر زیارت امام حسین علیهالسلام، نهایت احترام و کرامت را نشان میدهند. این سرمایه عظیم فرهنگی، ظرفیتی کمنظیر برای گسترش گفتمان مقاومت و تعمیق پیوندهای امت اسلامی ایجاد کرده است؛ ظرفیتی که اگر به درستی شناخته و هدایت شود، میتواند آثار فرهنگی و تمدنی گستردهای در جهان اسلام بر جای بگذارد.










نظر شما